شعرهای پاییزی زیبا برای استوری و عکس پروفایل + نغمه های زیبای پاییزی

زمان مطالعه: 4 دقیقه

همه ی شاعران که طعم پاییز را چشیده اند، غزلی، تک بیتی، دو بیتی و شعری در وصف زیبایی های آن سروده اند تا دین خود را به همه زیبایی ادا کنند

 

اشعار زیبای پاییزی

مطلب نیو – پاییز فصل شاعر شدن است تا زیباترین های ذهن مان را روی کاغذ بکشانیم. همه ی فصل ها را گشتیم تا به سر منزل پاییز رسیدیم، درش را باز کردیم، قدم در آن گذاشتیم، انگار وارد دنیای دیگری می شدیم. پاییز این همه رنگ، پاییز و این همه زیبایی، مگر می شود یک فصل این همه زیبایی را در خود جای دهد.

مگر می شود این همه زیبایی را دید و شاعر نبود. پاییز از راه رسید تا همه ی زیبایی هایش را به رخ همه فصل ها و روزهایشان بکشد. پاییز از راه رسید تا به تو بفهماند با این همه زیبایی، فصل آن رسیده که شاعر شدن را بیاموزی.

منتظر پاییز می نشینیم تا از راه برسد، منتظر پادشاه فصل ها می نشینیم تا از راه برسد. پاییز از راه رسید با جادوی رنگ هایش همه را مبهوت خویش کرد. شروع به دلبری کرد تا همه را عاشق خودش کند، تا همه را به سمت خودش بکشاند قلم به دست شو و بنویس از عاشق شدن، از زیبایی های شگفت انگیز پاییز و از باران پاییزی اش.

  تبریک روز جهانی ماما به همکار + عکس نوشته های روز جهانی مامایی

اشعار زیبای پاییزی

 

اي چرخ بسی لیل و نهار آوردی

گه فصل خزان و گه بهار آوردی

مردان جهان را همه ی بردی به زمین

نامردان رابه روی کار آوردی

ابوسعید ابوالخیر

 

 

تو هم همرنگ و همدرد منی، اي باغ پاییزی

چو می‌پیچد میان شاخه‌هایت هوی هوی باد

به گوشم از درختان هاي‌ هاي‌ گریه می آید

مرا هم گریه می‌باید؛مرا هم گریه می‌شاید

مهدی سهیلی

 

اشعار زیبای پاییزی

 

پاییز حدیث کوچ برگی سرخ است

خندیدن گل زیر تگرگی سرخ است

بر لاله چرا کفن بپوشم، وقتی

زیبایی زندگی به مرگی سرخ است

هادی فردوسی

 

اشعار زیبای پاییزی

 

باز پاییز برای تو نبارم سخت است

پای هر خاطره‌ات بغض نکارم سخت است

ای نفس‌گیرترین رویداد فصل خزان

من بـه اسمت برسم, سخت نبارم, سخت است

پویا جمشیدی

 

اشعار زیبای پاییزی

 

درختان پر شکوفه بادام را دیگر فراموش کن

اهمیتی ندارد

دراین روزگار

انچه راکه نمیتوانی بازیابی به خاطر نیاور

موهایت را در آفتاب خشک کن

عطر دیرپای میوه‌ها را بر ان بزن

عشق من، عشق من

فصل پاییز است

ناظم حکمت

 

اشعار زیبای پاییزی

 

پاییز هیچ حرف تازه‌اي برای گفتن ندارد

با این‌همه ی

از منبر بلند باد

بالا که می رود

درخت‌ها چه زود به گریه می‌افتند

حافظ موسوی

 

اشعار زیبای پاییزی

 

دست غارتگر آذر

طبق عادت

به یغما می برد

تمام رستن و جوانی را

هنگامه ژاله وار می میرد

چنان که هیج همهمه ای

به گوش نمی رسد

حال نوبت آنست که

جسم بی روح خزان دیده اش

بدست دی کفن پوش گردد

و تن نحیف رنج کشیده اش

با حریر برف

سفید پوش شود 

هنگامه زنوری

 

اشعار زیبای پاییزی

 

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی‌دانم

تو فکر خواب گل‌هایی که یک شب باد ویران کرد
و من خواب تو را می‌بینم و لبخند پنهانم

تو مثل لحظه‌ای هستی که باران تازه می‌گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی‌تاب و حیرانم

تمام آرزوهایم زمانی سبز می‌گردد
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو می‌دانم

 

اشعار زیبای پاییزی

 
 

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را از قسمت دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما با اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *